آخرین اخبار

تحليل پشت عبارات زاکاني در مصاحبه با 9 دي:

زاکاني:حداد و قاليباف قادر به اجراکردن گفتمان بسيج نبودند؛من هستم! مصاحبه هاي ويژه

زاکاني:حداد و قاليباف قادر به اجراکردن گفتمان بسيج نبودند؛من هستم!

  بزرگنمايي:


اخبار محرمانه-سياستمداران مثل شعبده بازها با عباراتي مردم را مشغول مي کنند؛تا اصل بازي آنها را نبينند.ما اصل منظور سياستمداران را افشا مي کنيم.اين بار زاکاني!

اشاره:جمعيت رهپويان و جمعيت ايثارگران به دور زدن متحدان خود به نفع کسب قدرت متهمند.هم احمدي نژاد از اين واقعيت آگاه است و هم قاليباف از آن مطلع.اين دوره قاليباف براي بار دوم و حداد براي بار اول اين بازي قدرت را تجربه مي کنند.بعضي ازاصولگرايان معتقدند که معلوم نيست به چه دليل جمعيت ايثارگران خود را مفسر فرهنگ بسيج مي داند و رهپويان خود را تنها مصداق فرهنگ بسيج؟!در لابلاي سخنان دو گروه مذکوراين ادعاي نمايندگي بسيج آشکار است.البته جديدا آنها رقيبي هم پيداکرده اند و آن جبهه پايداري است که با گفتمان ناب سازي ينيادگرايانه خود،  هيچ کس را انقلابي نمي داند منجمله مدعيان پيشين يعني رهپويان و ايثارگران را!آيا بازي خنده داري نيست؟

***

به گزارش بخش مصاحبه هاي ويژه ؛هفته نامه 9 دي با عليرضا زاکاني کانديداي رياست جمهوري مصاحبه اي کرده که در لابلاي آن نکات مهمي قابل استخراج است منجمله دليل دور زدن حداد عادل و قاليباف توسط زاکاني!

در اين مصاحبه مصاحبه کننده پرسيده است:آقاي زاکاني، شما خيلي تلاش کرديد آقاي حداد رئيس مجلس شود و با ايشان همفکر هستيد، ايشان کانديدا شد ولي ايشان را تنها گذاشتيد و خودتان به ميدان آمديد. آقاي حداد عنصر فرهنگي و مديريتي قوي است، ايشان نمي‌توانست برنامه‌هاي فوق‌الذکر را پيش ببرد؟

 

پاسخ زاکاني جالب است :

 هر صحنه اي اقتضائات خاص خودش را دارد. بنده نسبت به آقاي حداد واقعا يک نگاه بسيار خوبي دارم و به ايشان علاقه‌مندم، من نمي‌دانم چطور مي‌شود به الفاظ بيان کرد، چون مي‌دانم ايشان فردي است که اگر بفهمد انقلاب چه چيزي مي‌خواهد خودش را فدا مي‌کند و اين خيلي ارزش دارد و ايشان زلالي‌اي دارد و يک جوهره خيلي خوبي دارد. من احساسم اين بود که هر صحنه اي اقتضائاتي دارد. همه حرف‌هاي قبل از سوال جنابعالي يک دليل بود براي آمدنم، در حالي که من گفتم 24 ضرورت حس کردم؛ مثلا ضرورت دوم من حاکميت تفکر انقلابي و بسيجي بر کشور بود، علتش چيست؟ علتش اين است که قائل به اين هستم که اگر تفکر بسيجي در کشور حاکم شود، کشور از آسيب انحراف، ارتجاع، تحجر و تکنوکراسي محفوظ مي ماند. با اين تفکر بسيجي است که نوع نگاه ما به ولايت و رهبري دقيق و صحيح مي‌شود. در دوران دفاع مقدس کساني که در آن کوران آبديده شدند نوع نگاهشان به امام خيلي متفاوت از اين روزها بود در نوع نگاه آن موقع عشق ورزي و تبعيت پذيري در اوج قرار داشت،‌ بنده معتقدم امروز هم بايد در اوج قرار بگيرد. نوع نگاه به مردم عوض مي‌شود، مدل‌هايي که براي حضور در صحنه طراحي مي‌کنيم مدل‌هايي است که در آن مردم ولي نعمت ما هستند و اين يک فرض واجب و اساسي براي ماست.‌ نکته ديگر اين است که بايد توجه کنيم محروميت زدايي کنيم،‌ جامعه را آباد کنيم که اين يک اصل است.

اما براي عبور از اين صحنه از انقلاب من معتقدم اين باز گره اش به دست خود مردم باز مي‌شود؛ آن روحيه و تفکر بسيجي که در جامعه حاکم شود مي‌تواند مردم را به صحنه بياورد براي حل مشکلات در چارچوب و برنامه اي که دولت ارائه مي‌کند، مردم آمدند در دفاع مقدس و صحنه دفاع مقدس را تغيير دادند، اگر مردم را شما از دفاع مقدس حذف کنيد صدام همان سه روز و هفت روز تهران بود، با استراتژي‌اي که امام (ره)‌داشتند و امروز مقام معظم رهبري دارند دولت متصدي عملياتي کردن اين باشد که روحيه بسيجي و جهادي را در خودش نهادينه کند و روحيه خدمت شايسته به مردم در همه ارکان دولت باشد.

پشت اين کلمات چيست؟ خلاصه حرف اينست؛در شرايط فعلي بايد تفکر بسيجي حاکم شود اما حدادعادل مرد اين ميدان نيست.

 

سوال بعدي هفته نامه 9 دي درمورد قاليباف است:

خب الان آقاي قاليباف هم مدعي تفکر جهادي است و در روزنامه‌ها و سايت‌هاي متعدد وابسته به ايشان مي‌گويند که وي نماد مديريت جهادي است. شما سال 84 ايشان را صالح مقبول مي‌دانستيد، ايشان تغيير کرده يا تعريف متفاوتي از مديريت جهادي داريد؟

 

اما پاسخ زاکاني را دقت کنيد:

من که خيلي شفاف گفتم دليل حمايت ما از آقاي قاليباف در سال 84 چه بود؛ يکي از دلايلش همان خروجي آن فرايند ستاد آبادگران بود. نکته اي که امروز وجود دارد اين است که فکر مي‌کنم اين مسيري که ما طي کرديم براي رسيدن به چنين منظومه فکري و بعد تبديل کنيم به راهبرد، اين مسير را ديگران طي نکردند،‌ يعني من نديدم اين دوستان اين مسير را طي کنند اسم نمي‌برم، چون برنامه هاي ديگر نامزدها را نديدم نمي‌خواهم اسم ببرم ولي جوهره کارها از ادبيات به کار رفته توسط آنها مشخص است و جنس کارهايي که انجام شده متفاوت است لذا اين تفاوت‌ها در ادبيات ما خيلي بروز و ظهور دارد و برجسته است. اين حرف‌ها را در محافل دانشگاهي گفتم، شش هفت نفر ديگر نامزدها مي‌رفتند صحبت مي‌کردند دانشجويان مي‌گفتند اين اولين نامزدي است که دارد اين‌طور با اين ادبيات حرف مي‌زند. من به نظرم در اين مسير تفاوت‌هايي که بين نامزدها هست يکي همين است لذا از همين دل ادبيات گفتماني آن ملاک‌هاي تفکر بسيجي استخراج مي‌شود و تفاوت حرف ما با ديگران مشخص است. يکي از وجوه مميزه جدي اين است که ما معتقديم براي پيشرفت اسلامي نمي توان مدلهاي غربي را بومي کرد و بايد مدل و الگوي اسلامي را از سرچشمه گرفت و تبديل برنامه کرد و اجرايي نمود.

پشت پرده سخن زاکاني چيست؟

بزبان ساده اين است که قاليباف از ريل خارج شد و ادبيات ورفتار بسيجي نداشت؛از مدل هاي غربي پيروي مي کرد؛او را کنار گذاشتيم خودم به ميدان آمدم.

 

 

در اين مصاحبه مصاحبه کننده پرسيده است:آقاي زاکاني، شما خيلي تلاش کرديد آقاي حداد رئيس مجلس شود و با ايشان همفکر هستيد، ايشان کانديدا شد ولي ايشان را تنها گذاشتيد و خودتان به ميدان آمديد. آقاي حداد عنصر فرهنگي و مديريتي قوي است، ايشان نمي‌توانست برنامه‌هاي فوق‌الذکر را پيش ببرد؟

 

پاسخ زاکاني جالب است :

 هر صحنه اي اقتضائات خاص خودش را دارد. بنده نسبت به آقاي حداد واقعا يک نگاه بسيار خوبي دارم و به ايشان علاقه‌مندم، من نمي‌دانم چطور مي‌شود به الفاظ بيان کرد، چون مي‌دانم ايشان فردي است که اگر بفهمد انقلاب چه چيزي مي‌خواهد خودش را فدا مي‌کند و اين خيلي ارزش دارد و ايشان زلالي‌اي دارد و يک جوهره خيلي خوبي دارد. من احساسم اين بود که هر صحنه اي اقتضائاتي دارد. همه حرف‌هاي قبل از سوال جنابعالي يک دليل بود براي آمدنم، در حالي که من گفتم 24 ضرورت حس کردم؛ مثلا ضرورت دوم من حاکميت تفکر انقلابي و بسيجي بر کشور بود، علتش چيست؟ علتش اين است که قائل به اين هستم که اگر تفکر بسيجي در کشور حاکم شود، کشور از آسيب انحراف، ارتجاع، تحجر و تکنوکراسي محفوظ مي ماند. با اين تفکر بسيجي است که نوع نگاه ما به ولايت و رهبري دقيق و صحيح مي‌شود. در دوران دفاع مقدس کساني که در آن کوران آبديده شدند نوع نگاهشان به امام خيلي متفاوت از اين روزها بود در نوع نگاه آن موقع عشق ورزي و تبعيت پذيري در اوج قرار داشت،‌ بنده معتقدم امروز هم بايد در اوج قرار بگيرد. نوع نگاه به مردم عوض مي‌شود، مدل‌هايي که براي حضور در صحنه طراحي مي‌کنيم مدل‌هايي است که در آن مردم ولي نعمت ما هستند و اين يک فرض واجب و اساسي براي ماست.‌ نکته ديگر اين است که بايد توجه کنيم محروميت زدايي کنيم،‌ جامعه را آباد کنيم که اين يک اصل است.

اما براي عبور از اين صحنه از انقلاب من معتقدم اين باز گره اش به دست خود مردم باز مي‌شود؛ آن روحيه و تفکر بسيجي که در جامعه حاکم شود مي‌تواند مردم را به صحنه بياورد براي حل مشکلات در چارچوب و برنامه اي که دولت ارائه مي‌کند، مردم آمدند در دفاع مقدس و صحنه دفاع مقدس را تغيير دادند، اگر مردم را شما از دفاع مقدس حذف کنيد صدام همان سه روز و هفت روز تهران بود، با استراتژي‌اي که امام (ره)‌داشتند و امروز مقام معظم رهبري دارند دولت متصدي عملياتي کردن اين باشد که روحيه بسيجي و جهادي را در خودش نهادينه کند و روحيه خدمت شايسته به مردم در همه ارکان دولت باشد.

پشت اين کلمات چيست؟ خلاصه حرف اينست؛در شرايط فعلي بايد تفکر بسيجي حاکم شود اما حدادعادل مرد اين ميدان نيست.

 

سوال بعدي هفته نامه 9 دي درمورد قاليباف است:

خب الان آقاي قاليباف هم مدعي تفکر جهادي است و در روزنامه‌ها و سايت‌هاي متعدد وابسته به ايشان مي‌گويند که وي نماد مديريت جهادي است. شما سال 84 ايشان را صالح مقبول مي‌دانستيد، ايشان تغيير کرده يا تعريف متفاوتي از مديريت جهادي داريد؟

 

اما پاسخ زاکاني را دقت کنيد:

من که خيلي شفاف گفتم دليل حمايت ما از آقاي قاليباف در سال 84 چه بود؛ يکي از دلايلش همان خروجي آن فرايند ستاد آبادگران بود. نکته اي که امروز وجود دارد اين است که فکر مي‌کنم اين مسيري که ما طي کرديم براي رسيدن به چنين منظومه فکري و بعد تبديل کنيم به راهبرد، اين مسير را ديگران طي نکردند،‌ يعني من نديدم اين دوستان اين مسير را طي کنند اسم نمي‌برم، چون برنامه هاي ديگر نامزدها را نديدم نمي‌خواهم اسم ببرم ولي جوهره کارها از ادبيات به کار رفته توسط آنها مشخص است و جنس کارهايي که انجام شده متفاوت است لذا اين تفاوت‌ها در ادبيات ما خيلي بروز و ظهور دارد و برجسته است. اين حرف‌ها را در محافل دانشگاهي گفتم، شش هفت نفر ديگر نامزدها مي‌رفتند صحبت مي‌کردند دانشجويان مي‌گفتند اين اولين نامزدي است که دارد اين‌طور با اين ادبيات حرف مي‌زند. من به نظرم در اين مسير تفاوت‌هايي که بين نامزدها هست يکي همين است لذا از همين دل ادبيات گفتماني آن ملاک‌هاي تفکر بسيجي استخراج مي‌شود و تفاوت حرف ما با ديگران مشخص است. يکي از وجوه مميزه جدي اين است که ما معتقديم براي پيشرفت اسلامي نمي توان مدلهاي غربي را بومي کرد و بايد مدل و الگوي اسلامي را از سرچشمه گرفت و تبديل برنامه کرد و اجرايي نمود.

پشت پرده سخن زاکاني چيست؟

بزبان ساده اين است که قاليباف از ريل خارج شد و ادبيات ورفتار بسيجي نداشت؛از مدل هاي غربي پيروي مي کرد؛او را کنار گذاشتيم خودم به ميدان آمدم.

 




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield